ايران در بن
نوشته ی: جعفر رسولي
دانشجوي كارشناسي ارشد روابط بينالملل دانشگاه آزاد اسلامي
*فصلنامه مطالعات افغانستان، شماره دوم وسوم، خزان1381
مقدمه كنفرانس بن با حضور دهها كشور، سازمان بين المللي، ذي نفع و يا علاقهمند در امور افغانستان و نمايندگان گروههاي سياسي ـ نظامي متخاصه و رقيب افغاني، نقطه عطف در تحولات سياسي، اقتصادي و امنيتي منطقه محسوب ميگردد. اهميت نخست، تغيير نگرش غرب بخصوص امريكا درباره افغانستان است. غرب بطور كل و بويژه امريكا پس از خروج شوروي از افغانستان، اين كشور را فراموش كردند و مسأله خويش را پايان يافته و تمام شده تلقي نمودند.
فراموش نكنيم كه غرب در ويران كردن افغانستان حداقل به اندازه شوروي سهم داشت"در 1989در دوره رياست جمهوري جرج بوش 1989 ـ 93 سيا پيروزي خود را بر رقيب جشن گرفت. برغم اينكه اتحاد ثمر بخش امريكاييان و نيروهاي مسلمان پايان يافته بود ليكن يك سلسله جنگهاي شوم و خشونتهاي وسيع كه اثرات به مراتب بيش از تجاوز شوروي پيشين بجاي گذاشت. 1 غرب در مبارزه آشكار براي بر اندازي سامان سياسي در افغانستان مشاركت گزيد و البته موفق به برانداختن سامان موجود شد. امريكا و غرب كه با همكاري شركأ افغانستاني خود نه حكومت مستقر در افغانستان بلكه سامان سياسي در اين كشور را واژگون كرده بودند، هيچ جايگزين قابل و معتبر ايجاد نكردند و راه خود گرفتند و رفتند. دوم، تجزيهناپذير بودن امنيت است. ممكن نيست در جهاني كه )دهكدهجهاني( عنوان گرفته، مردم افغانستان در خون، فقر و جنگ و كشتار غوطه ور باشند و اين سرزمين در نتيجه سياست خود غرب مزرعه ترياك و لانه تروريسم بين المللي گردند ولي امريكا، اروپا، ايران و. . . در آسايش و نعمت زيست كنند و فقط بخاطر لذت زندگي كنند "افزايش اعتياد با ميزان مواد مخدر توليدي محلي جوابگو نبود. بعضي از مقامات سيا و كساني در جاهايي ديگر چشم به عايدات حاصل از تجارت مواد مخدر براي پشتيباني مالي جنگ دوخته بودند و لذا، افزايش توليد مواد مخدر را تشويق كردند تا نخست از سربازان روسي و سپس از جامعه شوروي انتقام گرفته شود. " 2يا همه در امنيت ياهيچكس. وقوع حادثه 11سپتامبر 2001بر اين واقعيت انكارناپذيرمهر تأييد زد. غرب و امريكا بخصوص، نيك ميدانند كه بدليل سياست های دوگانه آنها، نه يك بن لادن بلكه هزاران بن لادن در پي انتقاماند. اگر اين بار چون گذشته كوته نظري كنند، افغانستان باز هم پايگاه مناسب تروريسم بين الملل خواهد شد.
سوم، معنا و اهداف كمك به افغانستان تغيير كرده است و در گذشته تا قبل از سپتامبر 2001 اهدأ كنندگان همان اندك كمك اهدايي خود را با نيت صدقه اهدأ ميكردند. غافل از آنكه افغانستان بدليل دارابودن، سرزمين مناسب، آب فراوان، معادن متنوع و ذي قيمت، جمعيت مناسب نسبت به وسعت خاك، مردم سخت كوش، در شرايط عادي به هيچ كمك نياز ندارند. ويراني افغانستان عمدتاً ناشي از تعاملات بين المللي است. پس جهان خارج در آنچه كه در افغانستان گذشته و ميگذرد مسؤليت دارد كه بايد بپذيرد. اگر ايران اكنون كمك ميكند اين كمك، در حقيقت كمك به ريشه كني اعتياد در ايران است، كمك به تأمين امنيت مرزهاي شرقي ايران است و. . . كمك امريكا به افغانستان در واقع كمك به تأمين امنيت نيويورك و واشنگتن ميباشدو. . .
نكته مهم ديگر در كنفرانس بن، اجماع بين المللي است. مشكل تصور ميشد كه روزي در امري سياسي، هند،پاكستان، ايران، عربستان، امريكا. . . از خود موضع مشترك به نمايش گذارند و بر سر يك چارچوب حكومتي درافغانستان توافق كنند.
بيش از دو دهه است كه جمهوري اسلامي ايران در مقابل امريكا موضع ميگيرد. فرض مبنايي اين سياست اين است كه در هر نوع گفتگو و تعامل ايران با امريكا، نفع براي ايران ندارد ولي كنفرانس بن به روشني نشان داد كه چنين نيست. ايران ميتواند با همكاري امريكا بسياري از مشكلات خود را حل كنند. داد و ستد و همكاري با امريكا لزوما ًبه زيان ايران ختم نميشود.
دانلود متن کامل مقاله: [attachment=25]